<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دنیای آرزوهای لین</title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 21 Nov 2007 20:27:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>سلام &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میبینم که همه رو بی خبر گذاشته بودم ؟ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ببخشید شرمنده واقعا! مشغول درس و ... هستم وقت نمیکنم بیام آپ کنم خوب &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt; ببخشید که نمیام تولدهاتون - عروسی هاتون - سالگرد ازدواج هاتون ( قابل توجه خانم نیکو ) - تولد نی نی هاتون ( قابل توجه ارکا جون ) و ..... رو تبریک بگم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتم حداقل بیام بهتون بگم که بعد از کنکور میام درست آپ میکنم! ولی فعلا تا بعد از کنکور یعنی ۱۰ بهمن لطفا بی خبر باقی بمونین &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب براتون بگم که این چند وقته که نبودم تولد داشتم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; بعد با اجازتون از ترس گرون شدن طلا با پولهای هدیه تولدم دویدم رفتم کلی طلا خریدم از فرداش شروع کرد قیمت طلا پایین اومدن &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; هیچی کلی حالمون گرفته شد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه اینکه عروسی اون دختر عمه ام بود که گفته بودم! همین هفته پیش! الانم تو خونه خودشونن گاهی میرم دم پنجره بعد باهم بای بای میکنیم! خونشون همین بغله &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;براتون دیگه بگم از دانشگاه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; آخ اگه بدونین چند روزه شاخام دارن در میان! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt; شدم محبوب بچه ها ! رفتن پیش مسئول آموزش گفتن ترم دیگه همه درسهای کامپیوتری رو من بردارم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; سر کلاسم یه بند میگن که چقدر شما فرق دارین با بقیه استادا &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; خوب البته راستش منم که یه عالمه همش قند تو دلم آب میشه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; خوب همش از این میترسیدم که دوستم نداشته باشن یا بد درس بدم! ولی الان هم از درس دادنم راضی هستن هم خودم رو دوست دارن! خلاصه که خوبه! فقط اشکالش اینه که هنوز فوق ندارم که بتونم هر درسی رو بخوام درس بدم  &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt; که اونم باید سعی کنم تا کنکور قبول شم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخ راستی از کنکور بگم که چون مدرکم هنوز نیمده احتمالا باید بدوم برم هند خودم اقدام کنم و سریع مدرک رو بگیرم! حسابی افتادم تو دردسر!! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/21.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; الان دیگه برم دیر شد! ایشالا بعدا دوباره میام &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/15.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Nov 2007 20:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000000&gt;اول از همه میخواستم ازدواج یکی از بهترین و قدیمیترین دوستای وبلاگیم آقای بالتازار رو بهشون تبریک بگم! خیلی از این موضوع خوشحالم و براشون آرزوی خوشبختی میکنم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دوشنبه که رفتم دانشگاه به نظر خودم بهتر از قبل بودم! یعنی بهتر از پس این پسرای شیطون بر اومدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; انگار رفتن از استاد آمارشون که یه خانمیه که از من ۲ سال بزرگتره شکایت کردن! ولی اگه از من هم شکایت کرده باشن یا به گوشم نرسیده یا اینکه واقعا خبری نبوده تازه من یه بارم پرسیدم! گفتن نه چیزی نبوده !!! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از بچه ها هست اسمش امیره خیلی پسره خوبیه یعنی  اینکه میگم برای اینه که روز اول که دیدمش فکر کردم از اوناست که برام دردسر درست کنه ( از قیافش) ولی بعد دیدم که توی کلاس از همه بیشتر توجه میکنه تازه اصلا هم مثل بقیه درس نخون نیست! سر کلاس هم هی سوال میکنه و میخواد چیزای جدید یاد بگیره! منم چون برنامه نویسیم خوبه همه جواباش رو میتونم بدم وگرنه اصلا خوشم نمیومد که اینقدر سوال میپرسه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; ولی حالا کلی هم خوشحال میشم که حداقل همین یه نفر داره یه چیزی یاد میگیره &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt; البته یکی دیگشون هم هست که خیلی سریع یاد میگیره و سریع برنامه رو مینویسه و خروجی میگیره &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; حال میده همه دانشجوهای آدم اینجوری درس خون باشن &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه براتون بگم که دیروز با خانم گل و سورنا رفتیم بیرون جاتون خالی بی اندازه خوش گذشت &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; البته هممنون آخرش دلمون گرفت &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot; width=18&gt; چون خیلی یاد قدیما کردیم! ولی تا تونستیم خندیدیم واقعا من که دیگه فکم درد گرفته بود! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخ نمیدونین اولش من چقدر سوتی دادم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; قرار بود برم بانک  یه پولی بریزم به حساب! اول رفتم دنبال خانم گل و باهم رفتیم خیابان ولیعصر! اونجا یه بانک بود که فقط تابلوش معلوم بود رفتم از نگهبان دم درش پرسیدم این تو بانک هست؟! ( یه جایی مثل بیمارستان بود! ) گفت بله ولی باید تا تتتتهههه این خیابون برین تو! گفتم میشه برم ماشین بیارم؟ کلی یه وری نگاهم کرد و بعد هم کلی منت گذاشت سرم که باشه حالا چون شمایی رات میدم برو بیار &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt; بعد من گفتم اووووه نه بابا حالش رو ندارم به زور جا پارک گیر اوردم دوباره اذیت میشم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; بعد آقاههه چپ چپکی نگاهم کرد &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt; گفتم حالا بانک ملت نزدیک کجاست؟ گفت سر میرداماد! هیچی دیگه با خانم گل دویدیم رفتیم سر میرداماد تو بانک مسئول باجه گفت برین شماره بگیرین صداتون میکنن! بعد شمارمون ۲۱۴ بود! همینجوری مشغول صحبت کردن با خانم گل بودم ( توجه شود که ۱ سال بود خانم گل رو ندیده بودم ) که دیدم مسول باجه بلند شده هی میگه خااااااااااااااااانم؟! خاااااااااااانم؟! گفتم بله؟ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; گفت شمارتون چنده؟ گفتم ۲۱۴ ! گفت شماره ای که الان صدا شده رو نگاه کنید چنده؟  دیدم ۲۱۸ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; گفتم وای ببخشید حالا چیکار کنم؟ گفت خانم حواست کجاست؟! بیا اینجا کارت رو راه بندازم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; رفتم برگه ها رو دادم واستادم نگاش میکنم! یه ذره نگاهم کرد! گفت قصد داری پولت رو هم بدی؟ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/16.gif&quot; width=18&gt; گفتم آخ ببخشید حواسم پرته! پولها رو شمردم دیدم ۲۲ تومن است! گفتم وا من که به مامانم گفتم ۲۸ تومن بده چرا ۲۲ تومن داده؟! کیف پولم رو در اوردم و تند تند ازتوش ۶ تومن دیگه دادم بعد دیدم آقاهه دوباره چپ چپکی نگاهم میکنه! یهو گفت: خانم حواست واقعا نیستها!!!!! اینجا نوشتی ۲۲۸۰۰ تومن بعد ۲۸ هزار تومن میدی؟ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/21.gif&quot; width=18&gt; گفتم وای آقا ببخشید این دوستم رو بعد از یک سال دیدم پاک حواسم پرت شده &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; کلی خجالت کشیدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی از پست قبلم یه سری برداشتهای اشتباه شده بود گفتم بگم اینجا حل شه! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من و سورنای مهربونم هیچ مشکلی باهم نداریم هنوز هم اندازه قبل همدیگه رو میخوایم و همدیگه رو دوست داریم ! فقط چون مشکلاتی هست و خانواده من راضی نمیشن قرار شد رابطمون رو تموم کنیم! اگر بعدا مشکلات حل شد که دوباره سعی کنیم اگر هم حل نشد بیشتر از این لطمه نخوریم و همه چیز زودتر تموم شده باشه! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;نکته مهم:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; نگین جونم چرا وبلاگت برام باز نمیشه؟! دفعه قبل چند روز پیشا گفتم شاید مشکلی هست ولی بازم امروز هم باز نشد!!!!! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بعد نوشت :&lt;/STRONG&gt; ایندفعه چه پست طولانیی شد امیدوارم حوصلتون سر نره &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Oct 2007 19:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>یاد قدیما بخیر&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; البته قدیما منظورم همین یکی دو سال پیشه ها!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اون موقع ها که اگه روزی به وبلاگم سر نمیزدم فرداش ۲۰-۳۰ تا نظر جدید داشتم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; اون موقع که هند میرفتم شرکت و هر نیم ساعت که سر میزدم حداقل ۲-۳ تا نظر داشتم! حالا باید دو سه روز یه بار سر بزنم تا به اونجاها برسه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; یادش بخیر که اینقدر سرم با جواب کامنت دادن شلوغ میشد که گذر زمان رو نمیفهمیدم!!! حالا اینا به کنار اون دورترا یادش بخیر! اینقدر دوست و رفیق داشتم که هر روز باید به یکیشون زنگ میزدم و هفته ای دو سه تاشون رو میدیدم! حالا چی؟! همین دو سه تا دوستی که برام مونده هم یادم میره بهشون زنگ بزنم و از دستم شاکین! میگن خانم لین! از وقتی تشریف بردین هندوستان یه آدم دیگه شدین! دیگه ماها رو تحویل نمیگیرین!! میگن که تا ما زنگ نزنیم یاد ما نمی افتی! هرچی میگم آخه عزیزای دلم من به زندگی با خودم عادت کردم! به اینکه دیگه دوستی نداشته باشم و قرار نباشه به کسی زنگ بزنم و با کسی برم بیرون عادت کردم! خوب یادم نمیمونه که باید زنگ بزنم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt; همین که تولدهاتون رو یادم نرفته کلیه!!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی خوب خداییییش یاد اون روزا بخیر دیگه! ولی دست خودم نیست چیکار کنم؟ از دست خودمم خسته شدم با این وضعیت &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 22px; HEIGHT: 18px&quot; height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذریم! امروز انگار زیاد بهم فشار اومده&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt; آخه فردا باز با این اراذل و اوباش دانشجو کلاس دارم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; همون کلاسی که جلسه اولش افتضاح بود ! نگین چرا به دانشجوها توهین میکنی میگی اراذل و اوباش ها!!! اینا فرق دارن بجای دانشجو بودن بیشتر همون ارا... هستن!!! یکیشون که توی صورتش پر از جای چاقو و زخم ... است! کچل هم کرده عین چی میاد سر کلاس میشینه چپ چپ نگام میکنه انگار طلب باباش رو داره &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/21.gif&quot; width=18&gt; اون یکیشونم که موهاش رو سیخ سیخی کرده گوشواره طلا هم گوششه میاد میشینه کنار همین یکی هی یه چیزی در گوشش میگه با هم میخندن &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; بقیشونم که حالا کمی از این دو تا بهترن ولی خوب بازم ..... حالا اگه شما فردا با اینا کلاس داشتین شکل من نمیشدین؟ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باشه بابا نزنین حرف از دانشگاه هم بسه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; از چی بگم براتون؟! آهان دیشب یه قووووووم مهمون داشتیم وااااای که کلی کار داشتیم و خسته شدیم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میدونین چی؟! همش فکر میکردم که اگه کنکور قبول نشم! دانشگاه آزاد که عمرا نمیرم! خوب دوباره میرم یه جایی مالزی! انگلیس! یه جای خوب دیگه! ولی الان به این نتیجه رسیدم که بسم بوده هرچی اذیت شدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt; دیگه نمیتونم نه؟! بازم این فکرای مالیخولیایییییی!!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی خانم گل یادتونه؟ با آقا مسی؟! اونا هم رابطشون رو قطع کردن بخاطر مامان مسی! بخاطر اینکه میخواسته خودش برای پسرش زن انتخاب کنه آخ از دست این زندگی! اون همه زندگی خوش ۴ تاییمون از هم پاشید به همین راحتی! خانم گل من و سورنا رو دعوت کرده ۴ شنبه افطاری! میگه میخوام به یاد اون روزا با هم باشیم البته بدون آقا مسی! یعنی قراره دوباره سورنا رو ببینم... یعنی تو این هوای پاییزی که من رو یاد اوایل آشناییم با سورنا میندازه قراره دوباره باهاش باشم! و خیلی یعنی های دیگه! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد نوشت: چه پست غم انگیزناکی شد ها! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/27.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Oct 2007 19:19:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>سلام بر همه اهالی وبلاگستان &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; خوبید؟ خوشید؟
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من که همین طرفا بودم دوباره &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقا این استادی عجب کار سختیه ها تا حالا فکر میکردم همه جوانبش رو بررسی کردم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt; ... ولی ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمیدونین جلسه اول اولین کلاسم چه کشیدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; رفتم دیدم همه دانشجوها از دم پسر هستن! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/21.gif&quot; width=18&gt; منو میگین؟! از همون اول جا زدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; نه دروغ گفتم اصلا هم جا نزدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt; ولی خوب سخت بود دیگه! بعد هم یه بلااااااااایییی سرم اومد! فکر کنین ۳ ساعت کلاس داشتم اون مقداری که اماده کرده بودم بگم در عرض یک ساعت تموم شد!!!! دیگه هیچ مطلبی برای گفتن نداشتم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/27.gif&quot; width=18&gt; مجبور شدم بپیچونم دیگه کلاس رو تعطیل کردم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; ولی عوضش کلاس بعدیم که درس مورد علاقه ام هم بود اینقدر خوب بود &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/19.gif&quot; width=18&gt; کلی بهم خوش گذشت! تازه تو این یکی کلاس دختر هم هست &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/17.gif&quot; width=18&gt; همون کلاس اولیه هم جلسه دومش خیلی بهتر بود &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/19.gif&quot; width=18&gt; خلاصه که این از این قضایا!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه اینکه این چند وقته همش مهمون داریم! افتادیم شدیدا به کار کردن و هی هی مهمونی دادن! آخه کلی مناسبت داریم که به خاطرشون هی باید شام و مهمونی بدیم! ماشاله تموم که نمیشن &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt; الان هم که ماه رمضونه و همش دعوتیم افطار! دیگه درس رو که کامل گذاشتم کنار!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از طرفی هم یه دوستی هی برام فیلم میفرسته&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt; وقتهای آزادم رو هم میشینم به فیلم دیدن! از دست این لین تنبل &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میدونین چند وقتیه به یه موضوعی پی بردم که بد جور ذهنم رو مشغول کرده! میدونین بعضی از این والدین چیکار میکنن؟ اگر حس کنن بچشون خیلی سختی کشیده و تو نوزادی و کودکیش دوران بدی رو داشته برای جبران کردن سعی میکنن خیلی بهش برسن و خیلی بهش اهمیت بدن! بعد یهو بعد از چند سال میبینن اینقدر توجه بیجا بهش کردن که یه بچه لوس با عقده های قدیمی شده! حالا میان که این لوسی رو درست کنن با کتک و تنبیه و .... به نظرتون در انتها چی از این بچه در میاد! خدا رحم کنه! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وای بدوم برم که باید کلی به همتون سر بزنم ! بعد میام بازم میگم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پی نوشت: آرزو جان اگه اینجا سر میزنی وبلاگت چی شده؟!!!! یه خبری بده لطفا &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Oct 2007 13:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>همیشه از خیلی وقت پیشا عاشق بچه ها بودم! همیشه دلم میخواست یه بچه برای خودم داشته باشم! به مامانا حسودیم میشد که اینجوری عشقولانه از بچه هاشون مینویسن!&amp;nbsp; ولی حالا چند وقتیه ....&amp;nbsp; نمیدونم چم شده ! دیگه هیچی دوست ندارم حتی بچه! اصلا دلم نمیخواد بچه داشته باشم هرچی فکرش رو میکنم میبینم چه کاریه! این همه دردسر بکشی بزرگش کنی بعد هم معلوم نباشه چی بشه و چقدر اذیتت کنه و آخرش هم خوشبخت بشه یا نه؟! چمیدونم والا شاید زده به سرم دیگه
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کتاب دزیره رو خوندین؟! خیلی قشنگه! واقعا که چه روحیاتی داشته این دزیره! و هنوز هم که هنوزه نسل خودش و شوهرش دارن توی سوئد حکومت میکنن! اینقدر عاشق خودش و شوهرش شدم که رفتم تو اینترنت کلی گشتم کامل اطلاعات و عکسهاشون رو جمع کردم! اگه نخوندین بخونین لطفا!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه براتون بگم که یه دختر عمه ای دارم تازه مزدوج شده یعنی عقد کرده عروسیشون هم آبان است! اومدن کوچه بغلی ما با شوهرش خونه خریدن! مشکل اینجاست که این دختر عمه ام همون موقعی با شوهرش آشنا شد که من با سورنا! بعد در تمام این مدت هردو در جریان اتفاقات بودیم! خانواده شوهر دختر عمه ام با ازدواجشون مخالف بودن و ما برای هم درد و دل میکردیم! خلاصه که اونا مزدوج شدن و من و سورنا جدا شدیم! حالا من هرچی شوهر بنده خداش رو میبینم یاد بدبختیهای خودم می افتم و دلم میگیره &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;حالا هم اومدن دم خونمون خونه گرفتن که هر روز مجبور باشم ببینمشون! کسی رو به جز شماها نداشتم باهاش درد و دل کنم که &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;این غصه تموم نشدنیه انگار! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی یادم رفت بگم که ای دی اس ال هم وصل شد دیگه هیچی دیگه! نمیدونم کی میخوام درس بخونم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Sep 2007 11:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>این کلاسهای دیگه دارن جونم رو در میارن! روزایی که ماشین ندارم وقتی میرسم خونه دور از جون شما عین جنازه میمونم! تازه با همه هم دعوام میشه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;ولی با ماشین خیلی خوبه مخصوصا که تمام مسیر تا خونه اتوبان است و خلوت! کلی هم زود میرسم&amp;nbsp;و هم راحت! ولی واااای با تاکسی! پدرم در میاد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی ماه رمضون مبارک &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;ما که امروز استادمون ساعت ۸ بهمون استراحت داد بریم روزه رو باز کنیم!! هرچی میگفتیم بابا استاد ما روزه هستیم ها! باور نمیکرد که &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز بهم از اون دانشگاه که قراره برم درس بدم زنگ زدن گفتن یه وضعیت اضطراری پیش اومده که برای ۳ تا درس و دو تا کارگاه دیگه استاد لازم دارن و من رو برای اون درسها گذاشتن &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/21.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;خدا رحمم کنه آدم دفعه اولش باشه کاری رو میکنه و اونم یهو اییییین همه! برام دعا کنین از پسش بر میام فقط &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه براتون بگم که شدیدا در حال پیگیری گرفتن ای دی اس ال هستم فکر کنم تا چند روز دیگه وصل بشه خیلی هیجان انگیزه ها &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسه دیگه زیادی خبر گزاری کردم! انگار حرف جالب درست و حسابی ندارم بزنم ها &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/27.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 13 Sep 2007 18:57:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>یه خبر جالب &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/16.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;لین داره یه جورایی به یکی از آرزوهاش میرسه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;از این ترم تحصیلی من قراره تو یکی از دانشگاههای تهران کامپیوتر درس بدم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;هم خیلی ذوق دارم هم خیلی میترسم! از این میترسم که از پسش بر نیام! اعتماد به نفس صفر!!! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درباره عکسای عروسی به سبک هندی شرمنده واقعا قابل گذاشتن نبودن! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شوهر خاله ام داره یه آپارتمان میسازه که برن توش زندگی کنن! چند روز پیش یکی از همسایه ها با یکی از کارگرا به خاطر سروصداهای بنایی دعواش شده کار به کتک کاری و خون و خون ریزی و ... کشیده! خیلی بد بوده انگار! چند روزه این شوهر خاله من خیلی عصبانیه و حالش خرابه از دست این همسایه ها! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی شنیدین که حیدراباد دو تا بمب گذاشتن و ۸۰ نفر مردن؟! مال دو هفته پیش بود! یکی از بمبها توی یکی از پارکها بود که من خیلی میرفتم! عکسش رو هم براتون گذاشته بودم تو اون یکی وبلاگ! یادتونه یه حوض داشت که بچه ها توش شنا میکردن؟! واییی اینقدر دلم سوخته یه عالمه دانشجو رفته بودن اونجا یه عالمشون مردن! واقعا که چطوری دلشون میاد این کارا رو میکنن؟! همش فکر میکنم شاید منم اونجا بودم .... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی شماها کنکوری نداشتین؟ خواهر من نتیجه سراسریش دوشنبه میاد! ولی دانشگاه آزاد شیراز قبول شده &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;میره از دستش راحت میشیم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه چیزی! این بلاگرولینگ که فیلتره! من آدرس دوستام رو ندارم همه تو بلاگرولینگ است چیکار کنم؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه عکس هم براتون در کنم که دلتون باز شه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;لین کوچولو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i12.tinypic.com/5xrdjcg.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عکس اتاقم رو بزارم ببینین؟ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 08:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;خیلی وقته که هم کامپیوتر دارم و هم اینترنت !&amp;nbsp; ولی دیگه من نه حوصله دارم و نه وقت! اینقدر اتفاقات جور وا جور این چند وقته برام افتاده که .... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از مهمترین اتفاقا اینه که دیگه من سورنا ندارم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;یعنی داشتن که خوب معنی نداره! یعنی دیگه همه چی تموم شد! البته نه قلبم شیکسته نه وبلاگم قراره سیاه و غمناک و عشقولانه و از این چیزا بشه! ولی خوب این موضوع برام حس و حوصله نذاشته! درس به زور میخونم&amp;nbsp;و ......&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید خیلیهاتون دلیل این موضوع رو بدونین اونایی هم که نمیدونین ولش کنین! به هر حال با یه عالمه عشق و محبت در محیطی کاملا صمیمی و دوستانه از هم جدا شدیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز هم عروسی بودیم! پسر عمه ام با یه دختر افغانی که سالها در پاکستان زندگی کرده ازدواج کرد! جاتون خالی خیلی خوش گذشت! چون اینا خیلی وقت بود که پاکستان زندگی میکردن بیشتر آداب و رسومشون مثل پاکستانی ها و هندی ها بود! در نتیجه همه لباس هندی و رقص هندی و .... من و حسابی برد تو حال و هوای سه سال گذشته! خودم هم لباس هندی پوشیدم و حسابی هم همه خوششون اومد و خلاصه که خیلی جالب بود &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;همه اتفاقات هم در عرض یک هفته افتاد! یعنی دو هفته پیش خواستگاری بود! جمعه گذشته نامزدی! و بعد در این یه هفته رفتن جهاز خریدن و سالن گرفتن و .... و یهو دعوتمون کردن عروسی! ظهر عروسی بود و شب هم پاتختی!!!! ولی کلا خیلی خوب بود دیگه! ولی نمیدونم این همه وسایل خوشگل رو چطوری یه هفته ای خریده بودن و چیده بودن &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه چیز جالب بگم یاد بگیرین شما هم از این افتخارات برای خودتون کسب کنید &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;این پسر خاله جان بنده امسال از کلاس سوم راهنمایی مدرسه علامه حلی فارغ التحصیل شد! برای جشن فارغ التحصیلیشون دیگه ترکونده بودن ( البته که منم حضور داشتم! ) بعد از مراسم بهشون یه کتابچه هایی دادن که توش همه اتفاقات این سه سال رو ثبت کرده بودن! خیلی خیلی جالب بود! یه عالمه اردو! یه عالمه خاطره قشنگ! یه قسمتی داشت کارهای جالب بچه ها رو توش نوشته بود! اونم به ترتیب جالبی! دومیش به این صورت بود:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فاعل : ....... ( اسم پسر خاله بنده )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;افتخار : در یکی از روزهای سال اول یکی از بچه ها در راه یکی از اردوها! ( در قطار ) آژیر خطر قطار رو به صدا در آورد و همه مسافران قطار رو وحشت زده و هیجان زده کرد! ( و صد البته که باعث شد مدرسه مقدار زیادی جریمه به قطار بپردازه فقط به خاطر حس کنجکاوی دانش آموز فوضولی که میخواست ببینه چی میشه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;! و جالب اینکه هیچی پول از والدین این پسر خاله محترم من نگرفتن فقط گفتن لطفا بهش بگین دیگه از این کارا نکنه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Sep 2007 21:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>سلام&amp;nbsp; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلا فکر نمیکردم بیاین بهم سر بزنین ها!!! میبینم که عجب دوستاییییی دارم خداییش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما اسباب کشیمون بالاخره تموم شد ولی هنوز نه کامپیوتر دارم و نه اینترنت! ایشالا به زودی ... امروز قراره مانیتورم رو تحویل بگیرم! همش تقصیر شکیباست ها!!! درست روز اسباب کشی برداشت آهن ربا گذاشت رو مانیتور همه رنگ و صفحه تصویرش بهم ریخت بردم دادم تعمیر! بماند که چقدر هم دعواش کردم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;اینجوری شد که بی کامپیوتر شدم! حالا مانیتور که بیاد زود برای اینترنت هم اقدام میکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلاس هم همچنان میرم اونم به طرز خیلی خفن! هرشب تا ساعت ۹ کلاسم و شبا عین جنازه میرسم خونه! مخصوصا که خونمون دور شده و رفت و آمد سخت تر!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آهان یه اتفاق جالب هم افتاد! در یه اقدام انقلابی ۱ هفته هر روز نشستم پشت ماشین و همه جا با ماشین رفتم حالا رانندگیم خوب شده میخوام ماشین بخرم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp; خیلی هیجان انگیزه ها &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;هیچ وقت فکر نمیکردم بتونم تنها رانندگی کنم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم خیلی برای اینترنت و اینجور گشت و گذار و باخبر بودن از همه تنگ شده! یادتون باشه من زودی میام ها! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Jul 2007 10:27:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://manodoniam.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;من اصلا غیب نشده بودم ها!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما این هفته اسباب کشی داریم و دیگه بعدش حتما مثل قبل میام اینترنت ! میخوام ای دی اس ال بگیرم و با خیال راحت کار کنم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ببخشید از این همه وقت غیبت!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ملیکا جونم ببخشید من یه سر ۲ روزه اومدم اصفهان و سریع برگشتم! نشد ببینمت خیلی ببخشید &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jul 2007 12:01:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=manodoniam&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>manodoniam</dc:creator>
<guid>http://manodoniam.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
